داستان لزلی انجلین و ما


لزلی انجلین در سال ۲۰۰۷ در اعتراض به موضع گیری های جنگ طلبانهء سناتور لیبرمن دست به اعتصاب غذا زد و اعلام کرد که به اعتصابش ادامه می دهد تا زمانیکه سناتور لیبرمن او را به حضور بپذیرد. این حرکت اعتراضی لزلی پس از ۲۳ روز نتیجه داد و سناتور لیبرمن به او یک وقت ۵ دقیقه ای داد. لزلی که قدر فرصت به دست آمده را به خوبی می دانست هوشمندانه یکی از جوانان برومند ایرانی را که با او به خاطر فعالیتهای صلح طلبانه اش آشنا شده بود به همراه خود به آن جلسه برد. صحبتهای این فعال خاموش ایرانی چنان آقای لیبرمن را تحت تاثیر قرار داد که زمان ۵ دقیقه ای به نیم ساعت رسید و در نهایت لزلی توانست این قول را از سناتور سرسخت بگیرد که به حرفهای طرف مقابل گوش کند. ادامه این فعالیتها و رایزنی با سناتورهای دیگر آمریکایی نهایتا منجربه سخنرانی دو دقیقه ای یکی از نمایندگان دمکرات در صحن کنگره بر علیه حمله به ایران شد و کلا فضای کنگره را به سمت تعقل بیشتر در رابطه با موضوعات مربوط به ایران سوق داد
اتفاق فوق الذکر را یادآوری کردم تا شاهدی باشد بر دو چیز: قدرت اعتصاب غذا و اهمیت مطالبه محور بودن و هدف دار بودن آن. این روزها تعدادی از ارزشمندترین گنجینه های انسانی ما دست به اعتصاب غذایی اعتراضی زده اند که دو ویژگی مهم دارد یکی اینکه در آن مطالبه مشخصی ذکر نشده است شاید به این علت که اعتصاب کنندگان  هیچ گونه امیدی به پاسخگویی ساختار حکومتی فعلی ندارند. ویژگی دوم این اعتصاب غذا نامحدود بودن آن است که وقتی در کنار ویژگی اول قرار می گیرد پیام روشنی را می رساند: معترضان تا پای مرگ اعتصابشان را ادامه خواهند داد. شاید یک برداشت شاعرانه از این رخداد آن باشد که بگوییم اعتصاب کنندگان مرگ را به سخره گرفته اند اما به نظر من آنان مرگ را انتخاب کرده اند تا زنده بمانند. اعتصاب کنندگان ناامیدند ولی نه فقط از حاکمیت (که سالها است از آن قطع امید کرده اند). آنان از من و تو ناامیدند. آنان از این بی عملی خسته اند چه در داخل و چه در خارج از کشور. آنان با اعتصاب خود در واقع می خواهند تلنگری به وجدان عمومی ما بزنند.

این روزها سیلی از پیام های دیداری شنیداری و نوشتاری توسط افراد شناخته شده خارج از کشور در حمایت از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در حال منتشر شدن است که عمدتا احساسی بوده و هیچ ایده ای در راستای اقدام عملی در جهت انتظارات پنهان اعتصاب کنندگان در آنها مطرح نشده است. باور کنید این عزیزان جان خود را در طبق اخلاص نگذاشته اند که ما پیام بدهیم و خود را به عنوان شیعیان جدید و آنان را امامان خویش بنامیم. دست بر قضا من بر این گمانم که معترضین می خواهند که این بار ما امام و پیشرو شویم. معتقدم که هم در خارج از کشور و هم در داخل ایران بسیاری اقدامات عملی خشونت پرهیز هست که ما آنها را نیازموده ایم. به عنوان نمونه ما ایرانیان خارج از کشور می توانیم به عنوان شهروند ایران با یک مطالبه مشخص (مثلا آزادی زندانیان سیاسی و حق دفاع علنی و عادلانه برای متهمین) به سفارت خانه های ایران در کشوری که زندگی می کنیم رجوع کرده و مطالبه خود را پی گیری کنیم. حتی تلفن زدن هم اگر به صورت مداوم انجام شود تاثیر گذار است. تصور کنید هر روز ایرانیان از سرتاسر کانادا با دفتر سفارت در اتاوا تماس بگیرند و موضوع آزادی زندانیان سیاسی  را به عنوان یک مطالبه پی گیری کنند. مسلما اگر در تمام دنیا این درخواست به شکل مداوم مطرح شود و در رسانه ها به شکل مناسب انعکاس یابد حکومت مجبور به پاسخگویی است.  در داخل ایران همین مطالبه می تواند از طریق تماس متناوب و پیوسته با نمایندگان مجلس در حوزه های انتخابی مطبوع صورت گیرد. حتی می توان از خارج از کشور تماسهای مستمر با ارگانهای ذیربط داخلی مانند مجلس و قوه قضاییه برقرار کرد و متناوبا از آنها آزادی زندانیان سیاسی را طلب نمود.

مطلب فوق فقط یک طرح موضوع است. در واقع خواسته ام بگویم به جای سنگر گرفتن پشت اعتصاب کنندگان باید ما جلوی آنان بایستیم  ولی به همراه مطالباتی مشخص. به نظر می آید که مهمترین و کلیدی ترین مطالبات همانهایی است که آقای خاتمی بارها مطرح کرده است یعنی در مرحله اول آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی و در مرحله بعد انتخابات آزاد. بگذارید ابتدا روی مطالبه اول تمرکز کنیم و همگی در جهت استیفای آن بکوشیم. مسلما هموطنانی که در این زمینه صاحب نظر هستند می توانند روشهای عملی موثری را بخصوص برای مشارکت هر چه بیشتر هموطنان خارج از کشور در این حرکت مطالبه محور پی ریزی کنند. امیدوارم همه ما اهمیت وضعیت فعلی را درک کرده و زودتر دست به کار شویم. عزیزان در بند چشم انتظارند. آنان به چیزی بیش از اظهار حمایت و هم دردی نیاز دارند. به تظاهرات رفتن، تصویر صفحه بیس بوک عوض کردن، شعر سرودن، و کارهایی از این دست همه خوب هستند ولی در حال حاضر ما به مشارکتی فعالتر نیاز داریم. دنیا صدای ما را شنیده است. حال باید مطالبات را مطرح و پی گیری کرد. درست مانند همان کاری که لزلی انجلین و آن جوان سرافراز سرزمین من انجام دادند و یکی از مغرورترین سناتورهای آمریکایی را مجبور کردند به حرف آنان توجه کند

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: