باز هم اعدامی دیگر: این بار سعید ملک پور

باز هم خونریزی. باز هم جوان کشی. باز هم تصمیم سازی برای جان انسانهای بی گناه توسط حکومتی که کمترین شایستگی و صلاحیتی برای تصمیم گیری در مورد جان آدمیان را ندارد. این بار قرعه به نام سعید ملک پور اصابت کرده است  (به نقل از صفحه فیس بوک برای آزادی سعید ملک پور) کسی که دو سال است در زندان بسر می برد ولی هنوز هم ما بطور دقیق جرم او را نمی دانیم. قصه های مبهمی از دخالت او در ساماندهی سایتهای باصطلاح مستهجن بر زبان این و آن جاری است ولی اگر کسی موشکافانه پرونده او را بررسی کند شواهد متقنی در این ارتباط یافت نمی شود مگر احتمالا یک امضای اینترنتی به عنوان طراح یکی از سایتهای مدیریت اطلاعات که از قضا این روزها کاربردهای فراوانی پیدا کرده از جمله استفاده در وبگاههایی که داستانهای کوتاه را در خود جا داده و امکان مدیریت بر آنها را به کاربر می دهد. از این ابزار هم می توان برای معرفی آثار برتر داستانی استفاده کرد و هم میتوان موضوعات غیر اخلاقی را به عنوان محتوی در آنها کار کرد. اصولا محتوی مطالبی که در سایتهای مدیریت اطلاعات قرار داده می شود هر چیزی می تواند باشد حال اگر کسی با استفاده از دانش فنی خود ساختار ساده و مفیدی جهت مدیریت اطلاعات (مستقل از محتوی آن) عرضه کرد آیا بایستی عقوبت استفاده غیر اخلاقی از آن توسط دیگران را بدهد؟ اگر چنین است  پس بنیانگذاران علوم هسته ای گناهکارترین انسانها هستند. از علوم هسته ای بمب اتم ساخته شده که جان شمار زیادی از بیگناهان را گرفته است و در کنار آن تعدادی از  مهمترین دست آوردهای شگرف پزشکی که ناجی جان بسیارانی در یک قرن اخیر بوده است هم مرهون همان علوم هسته ای است. حال تکلیف چیست؟ آیا باید انیشتن و ماکس پلانک و هایزنبرگ و دیگران از خاک در آمده و به دار مجازات آویخته شوند؟ 


آنچه بیش از هر چیز دیگری در کشتارهای این روزها آزار دهنده است آن است که تصمیم جان انسانها توسط کسانی گرفته می شود که در مورد اعمال آنان پرونده های قطوری موجود است. دستگاهی در مورد جان سعید ملک پور و امثال او تصمیم سازی کرده است که هنوز هیچ پاسخی به پرونده کهریزک نداده است. سیستمی چنین جوانان ما را قلع و قمع می کند که هنوز پاسخ روشنی در باره موضوع قتل خانم زهرا کاظمی به افکار عمومی تحویل نداده است و بسیاری موارد مشابه دیگر. تاسف بار تر این است که مطابق خبر اعلام شده در صفحه فیس بوک سعید ملک پور این بار هم ظاهرا بی قانونی بیداد کرده است به طوریکه قاضی پرونده (آقای مقیسی) به وکیل سعید ملک پور اعلام کرده است که من این تصمیم را نگرفته ام بلکه سپاه پاسداران چنین خواسته است!! همین جاست که واژه تصمیم سازی معنا می یابد.


متاسفانه گروه هایی  که به نام حقوق بشر در خارج از کشور فعال هستند هم به جای آنکه معضل کشتارها در ایران را به شکل ریشه ای دنبال کنند عمدتا به دنبال منافع حزبی خود می باشند و فقط روی مواردی که فشار رسانه ای روی آنها وجود دارد متمرکز می شوند. شما نگاه کنید به روند اعتراضها به موضوعات حقوق بشری در همین چند ماه گذشته. در حالیکه هر هفته جوانانی در ایران اعدام می شوند یا در دادگاههای غیر استاندارد به حبس های طولانی محکوم می گردند تمرکز رسانه ای اکثریت مدعیان حقوق بشر در خارج از ایران روی پرونده سکینه آشتیانی و شهلا جاهد بود که از قبل رسانه ای شده و حساسیت در مجامع بین المللی  (بخصوص روی مورد سکینه آشتیانی) بر روی آنها بوجود آمده بود و البته همه ما هم می دانیم دلیل شهرت این پرونده ها هم بیش از آنکه موضوع حقوق بشر باشد سیاسی بوده است. جالب این جاست که در این دو پرونده قتل اتفاق افتاده است در حالیکه بسیاری از جوانان ما که در ایران به مجازاتهای سنگین محکوم میشوند هیچ نوع سابقه کیفری نداشته اند و لذا بطور طبیعی نهاد های حقوق بشری بایستی حساسیت بیشتری نسبت به این موارد نشان دهند ولی دریغ و صد افسوس که حقوقدانان اروپانشین ما به جای آن کمپین و گروه و حزب راه می اندازند که مثلا جمهوری اسلامی را به دادگاه برند در حالیکه با مطالعه مختصری در قوانین حقوق بین الملل براحتی میتوان فهمید چنین تلاشهای آب در هاون کوبیدن است. در این وسط عده ای شیاد مردم را به بهانه هزینه های دادگاه سر کیسه کرده و گروه و حزب خود را نیز این وسط تبلیغ می کنند اما چه چیزی به حقوق بشر در ایران افزوده میشود؟ هیچ!

برایم روشن است که از این مدعیان چراغی روشن نمی شود ولی از جوانان برومندی که در خارج از کشور بدون هیچ چشم داشتی بر روی موضوعات انسان دوستانه و اجتماعی در ایران کار می کنند صمیمانه استدعا دارم که ساکت ننشینند. سعید های فراوانی چشم امیدشان به این است که صدایشان بدون هیاهوهای رسانه ای به گوش کسانی که می توانند در سطح بین الملل تاثیری روی معادلات قدرت بگذارند برسد. هنوز هم دیر نشده گر چه که حکم داده شده ولی تا اجرای آن هنوز مجال کمی باقی است. لازم است تمام کسانی که می توانند کمکی بکنند بسیج شوند تا جلوی خونریزی های بیشتر گرفته شود و فضایی به جبر بین المللی در ایران فراهم شود که متهمان فرصت دفاع از خود داشته باشند.  

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: