جنبش مدنی مردم ایران عمیقا نیازمند تفکر است- قسمت اول: اگورا

جنبش سبز مردم ایران نخستین سال رویش خود را پشت سر گذاشت. این جنبش از بسیاری جهات در تاریخ مبارزات مردم ایران منحصر بفرد است. یکی از مهمترین خصوصیات این جنبش گستردگی آن در میان طیفهای گوناگون و به نوعی پلورالیزم موجود در آن است. این روزها چپ و راست، روم و زنگ، مجاهد و توده ای، سلطنت طلب و جمهوری خواه، همه و همه به نوعی با جنبش سبز همراهند و یا حتی بالاتر از آن این جنبش را عین خود و نتیجه زحمات و مبارزات خود میدانند. این البته ویژگی مبارکی است که پتانسیل بالقوه جنبش مدنی مردم ایران را بسیار بالا می برد. 

در طول یکسال گذشته هر طیفی از ایرانیان و با هر عقیده ای در گوشه ای از دنیا صدای این جنبش را به گوش جهانیان رسانده  و حضورش را اعلام کرده است ولی این حضور به تنهایی دیگر کفایت نمیکند. گر چه همچنان گردهمایی ها و  تظاهرات اعتراضی لازم است ولی زمان آن فرا رسیده است که بهای بیشتری به تفکر در باب اهداف این جنبش و راهکارهای پیش روی آن داده شود. بسیاری از گروه ها و دسته بندیهای سیاسی عقیدتی و اجتماعی که از جنبش سبز حمایت می کنند معتقدند که این جنبش رهبریت متمرکز ندارد و موج مردمی آن را راه می برد. در این مقال سر آن ندارم که این عقیده را به چالش بکشم (گرچه که حرف در مورد آن بسیار است) بلکه می خواهم فرض کنم که این مدعا درست است و شبکه اجتماعی عظیم مردمی این حرکت را عموما بطور غیر متمرکز راهبری می کنند. در این صورت اتفاقا وظیفه خطیری بر عهده شبکه های محلی و گروه های مختلف فکری است. این گروه ها می توانند منشا بحثها و میزگردهای راهبردی در ارتباط با آینده جنبش باشند. زمان احساسی عمل کردن و شعار دادن دیگر سپری شده است و صرف همدردی با صدمه دیدگان نیز زخمی را مرهم نمی شود. با طرحهای نافرمانی مدنی سطحی و ناپخته ای مانند نپرداختن قبوض برق، بوق زدن در خیابان، فحش ساختن برای مزدوران حکومتی (که با سو استفاده از نام بسیجی این واژه را نیز بد آهنگ کرده اند) و غیره و غیره نیز به هیچ کجا نخواهیم رسید. آنچه که جنبش به آن نیاز دارد تفکر و نقد از درون و ایجاد ایده و طرح های نو و اجرایی است و این دقیقا همان چیزی است که من کمتر می بینم. 

روی سخن من بیشتر با ایرانیان خارج از کشور است. به جهت آنکه بحث خود را بطور مشخص و با ذکر مصادیق پیش ببرم می خواهم در سلسله مطالب آتی از برخی فعالیتهای اجتماعی شهر تورنتو که خود نیز فعلا در آن ساکن هستم استفاده کنم و نشان دهم که منظور من از تفکر و لزوم آن در جنبش سبز چیست. رامین جهانبگلو در میان ایرانیان و بالاتر از آن در سطح جهان شخصیتی شناخته شده است و نظریات او مورد بحث نحله های مختلف فکری است. نزدیک به دو سال است که آقای جهانبگلو جلساتی را به نام اگورا (۱) به شکل منظم در دانشگاه تورنتو (و البته برای عموم نه فقط طیف دانشجو) برگزار می کند و از زاویه ای فلسفی به مشکلات و معضلات بشر و بخصوص جامعه ایران می پردازد. عمده همت رامین جهانبگلو بر این است که تز خشونت پرهیزی خود را که سالها است روی آن پژوهش های عمده ای انجام داده است به مخاطبانش بیاموزد و آنان را به تفکر در این مقوله دعوت کند. حلقه کوچک ولی بسیار فرهیخته ای در این جلسات بطور مرتب حاضر می شوند و در مورد موضوعات مطروحه در هر جلسه به مباحثه می نشینند.  اگورا مثال ممتازی است از اطاق های تولید فکر که جنبش برای مانایی و پویایی به آنها شدیدا محتاج است. به واقع اگر ایرانیان در هر چهار گوشه گیتی چنین شبکه های اجتماعی را تدارک کنند و البته محصولات فکری خود را نیز در اختیار دیگران قرار دهند آنوقت می توان امیدوار بود که جنبش سبز به سرنوشت انقلاب سی سال پیش دچار نشود. مردم ما سی سال پیش به این نتیجه رسیدند که رژیم سابق را نمی خواهند ولی به هیچ وجه روی این موضوع فکر نکرده بودند که چه میخواهند. لذا بسادگی دست آوردهایشان به سرقت رفت و آنچه باقی ماند یک پشیمانی بزرگ بود.  گرچه نمونه هایی مانند جهانبگلو و اگورا در میان ایرانیان باز هم داریم ولی باید اعتراف کرد که همچنان غلبه بر تنبلی فکری، سطحی نگری،  و بی مسئولیتی  است . 

قصد دارم در پست های آتی با ذکر مثالهایی از اتفاقات شهر تورنتو نمونه هایی را به دست دهم که در آنها عدم تفکر را عمیقا می بینم بلکه تلنگری باشد بر کسانی که خود را مسئول می دانند. اما مایلم نمونه ای از بی توجهی ها را که اتفاقا به جلسات اگورا بازمی گردد همینجا ذکر کنم. شهر تورنتو به روایتی دومین مرکز بزرگ ایرانی نشین در آمریکای شمالی است و طبعا به علت همین بزرگی فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی زیادی برای ایرانیان در این شهر برگزار می شود از جمله تشکیل کلاسهای زبان،  برنامه های مختلف برای سالمندان، ورزش،  تلویزیون ۲۴ ساعته، روزنامه های رنگارنگ، و امثال آن. ولی متاسفانه من ندیده ام که دست اندر کاران این نوع فعالیتهای اجتماعی کوچکترین اهمیتی برای کارهایی مانند اگورا قایل باشند.  اگر کمی آینده نگری برای ایران در میان دست اندر کاران اجتماعی کامیونیتی ایرانیان در تورنتو وجود داشت و اگر این افراد به تاثیرات دراز مدت  هسته هایی مانند اگورا آگاه بودند (که لازمه آن اندکی تفکر است) و صد البته اگر دلسوزی برای وضع مملکت وجود داشت آنوقت ساده ترین کار ممکن این بود که با اندکی صرف هزینه زمانی و مالی این  حرکت را حمایت کنند. 

کار خارق العاده ای مد نظر من نیست. مثلا ضبط و تکثیر کامل جلسات یا پخش تلویزیونی آن از یکی از کانالهای ۲۴ ساعته تورنتو از جمله کارهایی است که کاملا در شهر تورنتو شدنی است ولی متاسفانه به علل گوناگون انجام نمیشود و در عوض تا بخواهید کلاسهای شطرنج و رقص و غیره موجود است. تلویزیونها سریالهای ده بار پخش شده ایرانی را مجددا پخش می کنند ولی حاضر نیستند اسپانسر برنامه ای مانند اگورا شوند. البته نا گفته نماند که به همت یکی از شرکت کنندگان جلسات اگورا که با هفته نامه ای در تورنتو همکاری دارد بعضا چکیده ای از جلسات در آن هفته نامه منعکس می شود ولی این فقط کمکی است به اطلاع رسانی در مورد وجود چنین جلساتی. تنها کامیونیتی ایرانی که از اگورا به شکل جدی حمایت می کند کانون دانشجویان ایرانی دانشگاه تورنتو است که چنانکه از نامش پیدا است متشکل است از جمعی از دانشجویان که البته بسیار زحمت می کشند. مثلا تارنمایی برای اگورا درست کرده اند (که به روز نمیشود!) و یا در فیس بوک اطلاع رسانی می کنند ولی به هر حال امکانات محدودی دارند (چه از نظر مالی و چه زمانی). همین جا ذکر این نکته را هم ضروری می دانم که من اگورا را به عنوان مثالی جهت روشن شدن بحث آوردم و گرنه بنده اطلاع ندارم که آیا اصولا خود آقای جهانبگلو موافق قبول اسپانسر هستند (که البته دلیلی هم برای مخالفت او نمی بینم). غرض من بیشتر یادآوری این نکته است که با اندکی تفکر می توان از امکانات موجود استفاده بهتری کرد. به عبارت دیگر تفکر فقط در مفاهیم خلاصه نمیشود بلکه ما باید در مورد روشهای کمک به توسعه و تبلیغ افکار و استراتژیهای تولید شده نیز بررسی و مداقه کنیم. طبعا در همه جای این بحث من فرضم بر این بوده است (و خواهد بود) که نیت خیر در بین قاطبه مردم ما در حال حاضر وجود دارد و به نوعی همه دوست داریم آینده بهتری را برای ایران رقم بزنیم وگرنه تمام این انتظارات عبث خواهد بود.  
  

(۱) Agora
Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: