مجید زمانی ها را آزاد کنید

یکی از ویژگیهای اصلی طبقهء متوسط این است که در حوزهء خصوصی و فرهنگی نیرویی دمکراتیک می شود چرا که در اثر آموزش بر حقوق خویش آگاه شده است. پس از انقلاب طبقهء متوسط به دلایل مختلف رشد چشمگیری داشت، مثلا حضورگستردهء دانشگاه آزاد حتی درنقاط دورافتادهء ایران به رشد این طبقه شتاب زیادی بخشید. از همین مشاهدهء ساده می توان فهمید که چرا حجم عظیمی از بدنهء جنبش سبز را نیروهای جوانی تشکیل می دهند که اکثریت قریب به اتفاق آنان دارای تحصیلات عالیه هستند.
یکی دیگر از مهمترین خصوصیات طبقهء متوسط این است که در برخورد با حاکمیت به صورت مطالبه محور عمل می کند. از حکومت درخواستهایی دارد و بر اساس پاسخی که از دولت در راستای برآورده کردن این انتظارات می گیرد موضع خود را در قبال حاکمیت سامان می دهد. اتفاقی که در دهمین دورهء انتخابات ریاست جمهوری رخ داد این بود که طبقهء متوسط به این نتیجهء قطعی رسید که دولت وقت توان برآورده کردن مطالباتش را ندارد، لذا این موج عظیم درانتخابات حامی آقای موسوی شد.
ورق اما به گونه ای چرخید که همه می دانیم. نتیجهء انتخابات طبقهء متوسط را به دو گروه تقسیم کرد. دستهء اول که اکثریت غالب را تشکیل میداد شامل مردمی بود که حس می کردند به شعورشان توهین شدیدی شده و آراء آنان در روز روشن دزدیده گشته است. اما دستهء دوم آن طیفی از مردم طبقهء متوسط بودند که پس از اعلام نتایج انتخابات، آن را پذیرفتند علیرغم آنکه این نتیجه چیزی نبود که آنان انتظارش را می کشیدند. طبیعتا واکنش این دو گروه به نتایج انتخابات هم متفاوت بود. گروه اول از خانه ها بیرون آمدند و در نتیجه خیابانها پر شد از جوانان پر شوری که به دنبال باز پس گیری رایشان بودند. آنان یک مطالبهء بسیار ساده داشتند ولی پاسخی که دریافت کردند گلوله بود و زندان و شکنجه. خیل عظیمی از جوانان فرهیختهء این مرز و بوم دستگیر شده و راهی زندان شدند. اما طیف دوم در راهپیمایی های روزهای پس از انتخابات هم شرکت نداشتند و دیگران را نیز تشویق به آرامش می کردند. عجبا و حیرتا که حتی این گروه هم از گزند دستگیریهای فله ای ماه های گذشته در امان نبودند و تنها به این دلیل که از آقای احمدی نژاد در انتخابات حمایت نکردند و برای کاندیدای دیگری فعال بودند بازداشت شده و تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند.
گرچه پس از شروع موج دستگیریها اعتراضات گسترده ای از سوی طرفداران جنبش سبز انجام شد ( که هنوز هم ادامه دارد) ولی عمدهء تلاشها حول وحوش زندانیان شناخته شده تر دور میزد در حالیکه حجم وسیعی از عزیزانی که این روزها در زندان به سر میبرند همین جوانان پر شور دو طیف یاد شده هستند. زمان آن رسیده است که ما زبان حال طیف وسیعی از جوانان برومند و گمنانی باشیم که صرفا به خاطر طرفداری از آقای موسوی دستگیر شده اند.
مجید زمانی نمونه ای روشن از این فرهیختگان در بند است. او که دانش آموختهء دانشکدهء فنی دانشگاه تهران است تحصیلات تکمیلی خود را در سطح کارشناسی ارشد در مدیریت بازرگانی از دانشگاه ایلی نویز آمریکا و همچنین مدیریت دولتی از دانشگاه کلمبیا (آمریکا) ادامه داد. پس از فراغت از تحصیل مدتی در بانک جهانی مشغول به کار شد ولی درد وطن و عشق به اعتلای کشورش باعث شد که علیرغم موقعیت شغلی ممتاز حدود سه سال پیش به ابران بازگردد. در صحبتهایی که ظرف این مدت دوستانش با او داشتند مجید همواره بر این اعتقادش پافشاری کرد که به وجود او در ایران نیاز بیشتری است تا در خارج از کشور. او پس از اعلام نتایج انتخابات، علیرغم سرخوردگی فراوان آن را پذیرفت و از همان فردای انتخابات بر سر کار خود حاضر گشت. او حتی اطرافیانش را هم دعوت به آرامش می کرد و از آنان میخواست که از تجمعات دوری کرده و به نتایج گردن نهند. ولی با کمال تعجب او نیز در اواخر خرداد و در محل کارش بازداشت شد و اکنون بیش از صد روز است که در زندان به سر میبرد.
مطابق اخبار واصله این روزها مجید زمانی مجددا به زندان انفرادی منتقل شده و شدیدا تحت فشار است تا اعتراف کند به اینکه جاسوس بوده است و نیزعاملی از عوامل پروژهء انقلاب مخملین. چرا؟ صرفا به این دلیل که در دانشگاههای معتبر آمریکا تحصیل کرده است. همین ویژگی این جوانان (تحصیلات عالی در دانشگاه های معتبر خارج از کشور) به چماقی تبدیل شده است که از سوی حکومت دائما بر سر و روی آنان کوفته می شود. مجید و بسیارانی دیگر به جرم دانش آموختن در زندانهای انفرادی تحت فشار قرار می گیرند تا اعتراف کنند که درسی که خوانده اند در واقع درس جاسوسی و طراحی انقلاب مخملی بوده است!
مجید زمانی و امثال او با اعمالشان ثابت کرده اند که دلسوز سرزمینشان می باشند و انگ براندازی زدن به آنان کمال بی انصافی است. این جوانان می توانستند بهترین موقعیت های شغلی را در خارج از کشور داشته باشند (کما اینکه مجید زمانی این موقعیت را داشت) ولی آنان به این موقعیتها پشت کرده و به ایران باز گشتند تا آن را از نو بسازند.پتانسیل عظیمی از جوانانی مانند مجید هم درخارج از ایران چشم به سرنوشت او و امثال او بسته اند تا تصمیم نهایی خود را جهت بازگشتن به ایران بگیرند. بر ماست که ساکت ننشسته و تمام توان خود را برای آزاد سازی “مجید زمانی” ها به کار گیریم.
Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: