هم شرقی، هم غربی

دوست محترمی شعار ” نه شرقی، نه غربی، جمهوری ایرانی ” را در یکی از شبکه های اجتماعی مجددا قرار داده بود (شاید با هدف تازه نگه داشتن آن). دوست اینترنتی دیگری یک حاشیهء کوچک بر این مطلب نوشته بود که از نظر من موضوع مهمی است (در این نوشته من فقط در مورد قسمت اول این شعار، یعنی نه شرقی نه غربی، اظهار نظر می کنم) . چرا ما همچنان باید بگوییم ” نه شرق و نه غرب “؟ کشور ما به سادگی این پتانسیل را دارد که ضمن حفظ استقلال کامل خود، شرق و غرب را به دیدن ایران و زیبایی هایش دعوت کند. تاریخ خود را به آنان مجددا یادآور شود، منابع طبیعی خود را به رخ آنان بکشد و خلاصه اینکه شرق و غرب را با آن روی دیگر ابران آشناتر کند و از مزایای حضور آنان به بهترین نحو استفاده کند.
شعار” نه شرقی، نه غربی ” در مقطعی از تاریخ این مرز و بوم که بوی استیلای خارجی مشام ها را پر کرده بود (کاری به واقعی یا مجازی بودن آن ندارم) اثرات میمونی بر جا نهاد ولی به نظر می رسد که تاریخ مصرف آن دیگر به اتمام رسیده است. آنچه در حال حاضر مملکت ما به آن نیاز دارد، حضور شرق و غرب در ایران است تا تصویر واژگونه ای که از ابران در آن سرزمینها، به خصوص غرب، ساخته شده است از میان رفته و به جای آن منظرهء واقعی کشورمان بدون روتوش در معرض دیدگان شرق و غرب قرار گیرد.
اگر آمریکایی ها به بتوانند به سادگی به ایران سفر کرده و پهنهء وسیع خایج فارس را ببینند و اگر مشاهده کنند که واژهء خلیج فارس چگونه با تار و پود مردم ما در هم تنیده است، دیگر نه تنها خود از واژهء مسخرهء “خلیج” اسبفاده نمی کنند، بلکه رئیس جمهور خود را نیز مجبور می کنند که این کلمهء مجعول را از فرهنگ لغت خود خارج سازد (فراموش نکرده ایم که همین چند روز پیش آقای اوباما به جای “خلیج فارس” از واژهء “خلیج” استفاده کرد).
شما چند پایتخت و یا کلان شهر را در دنیا سراغ دارید که منظره و تفرجگاهی مانند البرز را در شمال خود جای داده باشند؟ باور کنید جاذبهء طبیعی درکه و شیرپلا و توچال که چسبیده به تهران بزرگ هستند هیچ کم از طبیعت استانبول ترکیه ندارند ولی ملاحظه کنید که صنعت توریسم در ترکیه اولین منبع درآمد برای دولت است ولی در ایران به خاطر ندانم کاریها و از جمله اثرات مستقیم و غیر مستقیم همین شعار لعنتی ” نه شرقی، نه غربی” منابع و جاذبه های طبیعی کاملا هرز می روند.
استفادهء صحیح از تکنولوژی غربی نه تنها اشکالی ندارد بلکه برای آبادانی مملکت از نان شب هم واجبتر است. من به شخصه نگران افتادن در دام قراردادهای استکباری مانند آنچه در گذشته تجربه کرده ایم نیستم چون بلوغ فکری مردم آنقدر بالا رفته که شرایط را کاملا از گذشته مجزا کرده است. اتفاقی که در کشورهایی مانند کرهء جنوبی رخ داد نمونه ای واضح را جلوی روی ما قرار می دهد. کره جتوبی ابتدا تکنولوژی را وارد کرد و سپس خود صادر کنندهء آن شد. ما هم می توانیم ولی باید این تفکر نه شرقی نه غربی را از خود دور کنیم.
نتیجه اینکه شاید زمان آن رسیده است که شعار ” نه شرقی، نه غربی، جمهوری … ” جای خود را به شعار ” هم شرقی، هم غربی، جمهوری … ” بدهد. البته ناگفته واضح است که این شعار در صورتی می تواند عملی شود که یک دولت مقتدر، مدبر و مردمی بر سر کار باشد که معنای واژه هایی مانند استقلال و استعمار را درک کند و این کاری است که به پشتوانهء جنبش سبز به زودی زود انجام می شود. توجه داشته باشیم که در کشوری مانند کره جنوبی هم ابتدا دیکتاتوری نظامی جای خود را به یک دموکراسی درخشان داد (به وسیله جنبش خشونت- پرهیز دانشجویی) و سپس مسیر توسعه هموار شد.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: