خاتمی و جنبش سبز

خاتمی یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران است که قدر او هنوز هم چنانکه باید و شاید شناخته نشده است. یادآوری خاطرات دو سال اول حضور او در راس قوهء مجریه هنوز هم شورانگیز و هیجان آور است. بدون هیچ تردیدی آزادی بیان موجود در آن دوران کوتاه در هیچ برهه ای از تاریخ معاصر ایران سابقه نداشته است و شاید تنها مقطع کوچکی از ابتدای مشروطیت را بتوان با آن قیاس کرد.

خاتمی اولین کسی بود که از درون ساختار قدرت جامعهء مدنی را طلب کرد. برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی او یک غدهء سرطانی درون حکومتی را آشکار کرد و مقابل آن ایستاد. اولین رئیس جمهوری بود که شهامت کرد و بدون گزینش و پیش زمینه سازیهای معمول، پای صحبتهای بی پردهء قشر دانشجو نشست (معمولا چون دانشجویان چیزی برای از دست دادن ندارند بسیار صریح و رک انتقاد میکنند و این مورد قبول طبع بسیاری از حکام نیست). او کسی بود که در بحبوحهء فضاسازیهای بین المللی در جهت نشان دادن چهره ای خشن از اسلام، بحث “گفتگوی تمدن ها” را پیش کشید. اما مهمتر از همهء اینها: او صادق ترین و راستگوترین حاکمی است که ایران تا به حال به خود دیده است. او دروغ نمیگوید و این گوهری است که همواره زبر پای اسب قدرت له شده است.

به همین دلایل است که مردم علیرغم اینکه بخاطر بعضی عقب نشینی ها (مخصوصا در دورهء دوم ریاست جمهوری) از او دل چرکین هستند ولی همچنان فقط اوست که می تواند به شکل واقعی میدان نقش جهان اصفهان را مالامال از جمعیت کند و یا ۱۷۰۰۰ نفر را به سالن ۱۲۰۰۰ نفری مجموعهء آزادی بکشاند. همه به خاطر داریم که چه موجی در جامعه ایجاد شد تا اورا متقاعد به حضور در انتخابات دورهء دهم ریاست جمهوری کند و زمانیکه او  کاندیداتوری خود را اعلام کرد مجددا چه هنگامه ای به پا شد. در اولین سفر انتخاباتی آقای خاتمی به شیراز، کیلومترها جمعیت به استقبال او آمد تا ثابت شود علی رغم برخی دلخوری ها مردم همچنان به خاتمی اعتماد دارند. پس از بیرون رفتنش از عرصهء انتخابات نیز. حمایت قاطع او از آقای موسوی تاثیر بسیار زیادی در اقبال همگانی به میر حسین داشت.

خاتمی بدون ایراد نیست همانند همهء انسانهای دیگر، ولی در مقایسه با سایر افرادی که حکومت را در دست گرفتند، بسیار کمتر دچار خطا شد. در حال حاضر نیز او تنها کسی است که مورد وثوق اقشار مختلف اعم از مردم عادی، روشنفکران، روحانیون و مراجع، و بخصوص جوامع بین المللی می باشد. او در مسائل اخیر کشورمان هم موضعگیری فوق العاده ای داشت و بخصوص پس از سخنرانی آقای خامنه ای در نماز جمعهء پس از انتخابات، او همچنان در صف مردم ایستاد و بشدت از کیان و آرمانهای جنبش سبز دفاع کرد. او جنبش سبز را موجی دانست که دریای بیکران مردم پشت آن است و به همین دلیل لحظه ای از حرکت بازنمی ایستد.

من آن موجم که آرامش ندارم
به آسانی سر سازش ندارم
همیشه در گریز و در گذارم
نمیمانم به یکجا بی قرارم

در حال حاضر جنبش سبز وظیفهء استیفای حقوق آسیب دیدگان وقایع اخیر را به عهدهء آقای کروبی گذاشته و راهبری عمومی را به آقای موسوی سپرده است، ولی به عقیدهء من اجتماع خاتمی-رفسنجانی اهمیت کلیدی در موفقیت این جنبش دارد. خاتمی با پایگاه مردمی خود و آقای رفسنجانی با قدرتی که در حکومت دارد (به واسطهء حضور در راس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت). آقای خاتمی میتواند و باید حلقهء ارتباط مردم و مراجع را که این روزها بشدت شکننده شده است، مجددا محکم کند (این موضوع به این دلیل حائز اهمیت است که چه بخواهیم چه نخواهیم همچنان درصد عظیمی از مردم ایران به شدت مذهبی بوده و در همهء شئون زندگی خود چشم به مراجع دارند) و آقای رفسنجانی هم بایستی تکلیف خود را با جناح اقتدارگرا یک بار برای همیشه روشن کند و با عمل کردن به وظائف خود در مجلس خبرگان، زمینهء حرکت به سمت جمهوری واقعی را تسریع بخشد. او با این کار جایگاه خود را در تاریخ ایران بیمه خواهد کرد.

به هنگامی که دنیا فکر ما نیست
برای مرگ هم در خانه جا نیست
اگر خاموش بنشینی روا نیست
دل از دریا بریدن کار ما نیست

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: