دلیل بودن

سیاه است چون روزگار مردمانش چنین است.
زندان است چون سکنی فرزندانش درآن است.
تندر است چون خروش جوانانش را مانند است.

با اينكه دارن سياه پوشا
از توي شط كوچه ها
جمع ميكنن ستاره هاي پر پرو
با اينكه دارن عزادارا
از زير آوارو جنون
در ميارن كفتراي خاكسترو
با اينكه بوي تفتيش و خون
پيچيده توي قصه ها
با اينكه صداي انفجار
مرثيه خونه همه جا

هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد

با اينكه داس دلهره
گردن اين دقيقه ها رو ميشمره
با اينكه آينه از شب و گريه پره
با اينكه توی ماهتاب و آب
صداي كوچ است و شتاب
با اينكه تو پستوي ذهن همه كس
رد گريزه و قفس

هنوزم ميشه قرباني اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ميشه تسليم شب و اسير كابوس نشد
ميشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم ميشه عاشق شد و از ستاره مايوس نشد

ترانه از ايرج جنتی عطائی
Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: